تنهائی یک زن - تاریخ: 1391/4/13 ساعت: 18:17
و باز غم در قلبم ساز تنهائی مینوازد و رنج با نوای سوزناکش قلبم را در بوته های سرشک میسوزاند همکنون خوشبختی را چون سرابی میبینم که دست نیافتنی است چه کنم؟در دنیائی که جز درد و غم و رنج چیزی نیافتم. نسیم ملایمی می وزد و دست نوازش به صورت غمگین و تنهای من مینهدخدایا لذتی که در این سکوت نیمه شب یافته ام...